گلشن در سال1355 | شهرستان انار

   بسمه تعالی   

گلشن روستایی است  در جنوب شرق انار با فاصله  ١۴کیلومتر و مردمی سخت کوش و فعال در  زمینه‌ کشاورزی  و شهید مهدیزاده از این خطه است.

دارای چندین باب مغازه و کارگاه بوده از جمله ساخت ماشین‌های ضبط پسته و جوشکاری و کابینت و تعمیرگاههای مختلف تراکتور رادیو وتلویزیون ... و فروشگاههای لوازم خانگی ، پوشاک

از جمله صنایع این دهستان به کارخانه گونی بافی و بسته‌بندی پسته می‌توان اشاره نمود.

دارای یک سالن ورزشی است که طرفداران زیادی را از جوانان و زنان و مردان را جذب نموده است.

امروزه این روستا دارای شورا بوده و بیش از 550 خانوار و جمعتی بیش 2500 نفر می‌باشد.

دارای پنج مسجد ( دو مسجد مربوط به شهرک رزمندگان گلشن می‌باشد) و یک آب‌انبار  نیز می‌باشد.

کوی ناصریه اشاره شده در این کتاب یادگاری است بر یکی از موتورخانه‌های آبکشی در دهستان. دهستان فوق زیر نظر امین‌شهر می‌باشد.

داراي يك پمپ بنزين بوده كه روستاهاي اطراف از آن بهره مي‌برند.

این متن از کتابی است از:

 وزارت دفاع ملی

سازمان جغرافیائی کشور

 اداره جغرافیائی

بنام:

فرهنگ جغرافیائی

 آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران

انار

جلد94- چاپ یکم

برگ       NH-40-5سال 1358(در داخل جلد 1357)

البته قابل ذکر است که آنچه بعنوان تعداد جمعیت و... که در این کتاب آمده و آنطور که در مقدمه این کتاب آمده مربوط به گروهی پژوهشگر است که در سال 1353 در فارس سرگرم کار شده و نتیجه کار آنها 138 جلد شده که طبق یک نقشه راهنما(شکل در پستهای قبل آمده است)  می‌باشد که هیچ مبنای اهمیتی قابل ذکری برای نقاط نیست بدین جهت این مجلد هم که بنام انار ثبت است فقط می‌توان مرکزیت نقطه را مشخص کند نه اهمیت جمعیتی دارد نه اهمیت تقسیمات کشوری. برای پیدا کردن هر نقطه یا شهر و آبادی ما ماید در نقشه محل آنرا و سپس براساس حروف الفبا آنرا می‌توانیم پیدا کنیم.

لذا این مجلد کتاب  شهر شهربابک و روستاهایی از رفسنجان و ... را در بر گرفته است.

 دیگر نقاط جغرافیایی از قبیل دشت و رود و کوه و.... در همان روستاهایی که کنار آن است توضیح داده شده است.(در مورد    گلشن   بدون هیچ دخل و تصرفی از این کتاب در صفحه  ۶٩ الی ۶٩ چنین بیان شده است). حتی با اینکه رسم‌الخط کتاب به من نمی‌خورد و ... برای امانت با سختی سعی کردم عین نوشته در آید( با این حال پرانتز سبز از من است) مثل چسباندن حروف و غیره در آینده من در نوشته جدید توضیحات و اشتباهات این متن را می‌آورم و علل آنرا بررسی می‌کنم امیدوارم که فرصت اجازه دهد.

اما گلشن  در این کتاب:

گلشن             GOLSHAN   

ده از دهستان انار، بخش حومه، شهرستان رفسنجان، استان کرمان

طج(طول جغرافیایی)  َ21   55ْ، عج(عرض جغرافیایی) 48َ  30ْ، ارتفاع م(ارتفاع متوسط)1408متر.کویری، گرم خشک در 14 ک م(کیلومتری)جنوب خاوری انار .

جمعیت: 70 خانوار سرشماری۲۵۲۵(۱۳۴۵ه.ش)61تن(احتماً این عدد 601نفر است یا 610).از طائفه جدیدوعرب.

زبان: فارسی

دین:اسلام؛ شیعه 

کار و پیشه:کشاورزی،باغداری و فرشبافی(25دستگاه)،فرشها با طرح کاشان.

کشت:آبی؛ آب از کاریز و چاه ژرف.

فرآورده‌ها: گندم،جو،پنبه،یونجه و پسته.

رستینی‌ها: پوشش گیاهی برای چرای دام

دارای شرکت تعاونی روستایی،دبستان و یک مسجد.

در جنوب این آبادی کویی بنام ناصریه ساخته شده که وابسته به این روستاست.

بیشتر درآمد مردم آبادی از راه باغداری است.



برچسبها : گلشن - سال1355
نوشته شده توسط در چهارشنبه 26 اسفند 1388 ساعت 13:22
فاصله | قصه و قاصدک

بنام نزدیکترین

در ورای شهر

کنار تیغهای تیز آسمانی

کور سویی از سیاهیتا یار فاصله‌ای نیست

تنها

جا مانده از دورانی نزدیک

فاصله‌ها را طی می‌کند

نزدیکتر از هر دوری

دورتر از همه‌ی نزدیکان

شهری در غوغای بی تو

تو برای کی و کجا

آبهایی که جریان دارند

چون به انتها رسیدند به پرواز در آمدند

مرغابیهای دشت غم

نزدیک قدمهایم می‌کنند جیر جیر

سگی واق واق کنان در کوی چهار فرسنگ

رگی باریک از حیات

فاصله‌ها را می‌برد

نزدیک می‌شود

انگار همین دیروز

فردا را کنار زد

نزدیک

فاصله‌ای به اندازه هیچ



برچسبها : فاصله
نوشته شده توسط در دوشنبه 24 اسفند 1388 ساعت 10:30
حضور | قصه و قاصدک

یا مولا

دلم درک حضور او نکرد،غیبت نمودم و غایب نامیدم‌اش.

او در میان ، ما غایب ز میانه



برچسبها : حضور
نوشته شده توسط در چهارشنبه 05 اسفند 1388 ساعت 11:20
حظ2 | مناسبت روز

بنام خالق شادی‌ها

این مرتبه دوم است که از تصمیم به موقع دولت ،اروپا و غرب را  آچ‌مز قرار می‌دهد

و به تبع آن ما هم حظ می‌بریم.حظ

اروپا و غرب تا کی می‌خواهد درک کند که ایران ، ایران دوران قاجار و پهلوی نیست من نمی‌دانم.

ولی دویست سال باج خواهی از یک کشور به این راحتی از اذهانشان پاک نخواهد شد

و برای ما هم همینطور  هرچند که پیام ما روشن و واضح باشد

آنها همان روش قبلی خود را می‌آزمایند که شاید بشود

بالاخره خواهند فهمید که نمی‌شود!

روزی این پیام روشن ایران را نگرفتند که ایران غنی سازی 5 درصد را شروع می‌کند

و تا توانستند بر مواضع زور مداری خود پای فشردند و آنقدر لجاجت کردند تا ایران اقدام کرد و به آنچه که می‌خواست دست یافت

و حالا این ایران قابل برگشت نیست.

و آنروز که پیام روشن ما تبادل سوخت بود برای تامین راکتور ساخت دارو دانشگاه باز هم بر لجاجت خود ادامه داده و با پیامهای غلط سبز پوشان سیاه باطن بر سرنگونی این نظام دست گذاشتند

حالا نتیجه این اشتباه آنها این شده که ایران برای غنی سازی 20 درصد اقدام کرده

و آنها دیگر قادر به برگشت دادن نخواهند بود و حق آنرا نیز ندارند در بوق و کرنا کنند و هرچه فریاد دارند بزنند ما حق مان است و انجام می‌دهیم آنها فریاد بزنند تا خفه شوند کسی محل سگ هم برایشان نخواهد گذاشت

از امروز باید در این فکر باشند که ما قدمهای بیشتری بر نداریم بر این فکر که ایران را به قبل از این برگردانند یک فکر و گمان کاملاً باطل است و باید رویش خط قرمز کشید

روزی که ایران می‌گوید اینکار را خواهم کرد می‌گویند شما توانش را ندارید شما یک بلوف زده‌اید

اینها بلوف نیست اینها کاریست که ما باید انجام گیرد و انجام می‌دهیم اما شما هم فریاد بزنید هم قطعنامه شورای دول تصویب کنید تا می‌توانید!

ولی پیام ما این است که غرب جز کارشکنی و مانع چیز دیگری برای ارائه ندارد

همانطور که اسرائیل به هیچ قطعنامه ای که در شورای امنیت سازمان دول بی‌خاصیت اهمیت نمی‌دهد و غرب هم هیچ غلطی نمی‌کند و نه می‌تواند و نه می‌خواهد پس سوال اساسی این است که شما قطعنامه و تحریم زورکی در این سازمانها و شورهای خود ساخته بگذرانید

چی از آن در خواهد آمد؟

همه کشورها به این باور رسیده‌اند که تمام نهادهای غرب ساخته برای غرب است

و بنا نیست برای دیگران کاری صورت دهد

نمونه آن سازش بین اسرائیل و دولت خود گردان است

نمونه آن کشورهای استبدادی منطقه و روابط مستحکم با غرب است

حقوق بشر برای غرب فقط یک پیام دارد و آن چپاول دیگران است

برای مطالعه لینکهای زیر را ببینید

تحریم اقتصادی

حظ

 



برچسبها : حظ2
نوشته شده توسط در چهارشنبه 21 بهمن 1388 ساعت 10:44
قاعدین | اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحيم

 لَا يَسْتَوِى الْقَعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِى الضَّرَرِ وَ الْمُجَهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَلِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِينَ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَعِدِينَ دَرَجَةً وَکُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَهِدِينَ عَلَى الْقَعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً  

 

  مؤمنانى که بدون عذر و ضرر (مثل بيمارى و معلوليّت) از جهاد بازنشسته‏اند، با مجاهدانى که با اموال و جانهاى خويش در راه خدا جهاد مى‏کنند، يکسان نيستند. خداوند، جهادگران با اموال و جانشان را بر وانشستگان (از جنگ) به درجه‏اى برترى داده است. خداوند همه مؤمنان را وعده‏ى (پاداش) نيک‏تر داده است، ولى خداوند مجاهدان را بر وانشستگان، با پاداش بزرگى برترى داده است. 

 95 - نساء

قاعد برعکس قائم مي‌باشد يعني نشستگان

قاعدين يعني نشستگان اما در بررسي حوادث دوران حکومت علي عليه السلام به 3 سه گروه بر مي‌خوريم که آنها را بعنوان

ناکثين ، فاسطين و مارقين مي‌شناسيم

ناکثين: همان پيمان شکنان هستند که سردار آنها طلحه و زبير مي‌باشد که جنگ جمل را بوسيله عايشه و ديگر غرق دنيا شدگان و چرپ آن ديده و عيش گزيده‌ها با توطئه معاويه براه انداختند

و سير ه اين افراد براي هميشه تاريخ عبرت انگيز است و البته هر سه گروهي عليه امير مومنان دست به جنگ و خونريزي زدند عبرت است بنظر حقير گروه چهارمي هم که مي‌خواهم معرفي کنم باز همين مورد بر آنها نيز صدق مي‌کند هرچند بعضي اين مورد را پشت گوش انداخته‌اند ولي نمي‌شود در نظر نگرفت!

قاسطين: شورشيان شام به رهبري معاويه و همفکران عمرو بن عاص و همکاري مروانيان بودند که شاخصه جنگشان صفين است که بيش از 3 سال علي عليه‌السلام را درگير اين جنگ کردند

مارقين: اين گروه که به خوارج معروف شدند و جنگ بر عليه آن هم نهروان مي‌باشد نشانه اصلي اين افراد تعصب خشک و خالي و بقولي خشک مغزاني بودند که پيشاني آنها از عبادت داغ بسته

و شبها به احياء و تهجد مشغول و روزها به روزه طي مي‌کردند! اما روزه و نماز بي معرفت!نشستگان به بهانه‌هاي مختلف به فتنه كمك مي‌كنند!

جزء مولاي متقيان علي عليه‌السلام هيچکس جرات گردن زدن آنها را ندارد و حتي خود امير هم مي‌گويد که کسي بعد از من با آنها طرف نشود!

اما اين دسته بندي کامل نيست يعني تمام گروه خواص را شامل نمي‌شود هرچند که سه گروه عمده و شايد 99 درصدي خواص را در بر مي‌گيرد

اين سه گروه قائمين هستند و مقابل هر سه اينها گروهي قرار دارد که قاعدين مي‌ناميم يعني نشستگان! البته نشستگان بخاطر عذر و بيماري با نشستگان منافق تفاوت دارد.

بايد متاسف بود که ضرباتي که اين گروه به اسلام مي‌زنند در نظر نمي‌آيد و گاهاً يک عده بنام توصيه اخلاقي روش اينها را ترويج و تبليغ مي‌کنند.

در تمام فتنه‌ها و دعواها گروهي عافيت طلب شده و کنج عزلت گزيده و قاعد و غايب مي‌شوند

خوش باوري است که اگر اين توصيه‌ها را اخلاقي و اسلامي نام بگذاريم

هرچند اجازه داده نمي‌شود که با آنها ستيز کرد چون ستيز نمي‌کنند و چون در ميدان نيستند پس اسلام با آنها برخورد نمي‌کند اما اين هم خيلي بي‌انصافي است که اينها را مسلمان ناميد و از خواص خوب ، اينها يک عده بز دل هستند که بيشتر به پيکر اسلام با سخنان خود و رفتار خود خدشه وارد مي‌کنند

کساني که در فتنه‌ها مي‌نشينند و ساکن مي‌شوند در قرآن مورد غضب و ملامت هستند نه مورد تشويق و تکريم.

اينها ذليل و خار شمرده شده‌اند و در آيه 86و87سوره توبه آمده البته آيات بعدي نيز اين موضوع تاکيد شده است

وَإِذَآ اُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ ءَاِمنُواْ بِاللَّهِ وَجَهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَئْذَنَکَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُواْ ذَرْنَا نَکُن مَّعَ الْقَعِدِينَ‏ *
رَضُواْ بِأَن يَکُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ‏ *

و هرگاه سوره‏اى نازل شود که به خداوند ايمان آوريد و همراه پيامبرش جهاد کنيد، صاحبان ثروت (منافقان)، از تو اجازه‏ى مرخصى (براى فرار از جبهه) مى‏خواهند و مى‏گويند: ما را واگذار تا با خانه‏نشينان، (آنان که از جنگ معافند و بايد در خانه بنشينند) باشيم.
آنان راضى شدند که با متخلّفان و خانه‏نشينان باشند و بر دلهاى آنان مُهرزده شده است، از اين رو نمى‏فهمند.

و مورد ملامت قرار مي‌گيرند

بعضي مي‌گويند چون اسلام با آنها نجنگيده پس اينها مسلمان هستند و گاهي هم به خوب و احسن ياد مي‌شوند جاي بسي تعجب و تاسف مي‌باشد.

پس ناصحين پدارنه کردن و کنج خانه نشيني و حرکت نکردن در اسلام جايي ندارد، حيف که کسي که دست به شمشير نمي‌برد قابل گردن زدن نيست ولي حق‌شان اين است.

شما ابوموسي‌اشعري را چگونه توصيف مي‌کنيد آيا نقش او کمتر از عمروعاص است مسلم نيست پس با اين زاويه نگاه اينها را نبايد در صف دوستان نشاند  يا شناخت.

اصلاً اگر اين شخص نبود آيا اصحاب علي عليه اسلام چنين بي‌بصيرتي بخرج مي‌دادند!

گاهي اين سکوتها بيشترين فريادها را بهمراه دارد گاهي اين سکوتها باعث خطاي ديگران مي‌شود ديگراني که البته کمي خوش باور هستند و گاهي ساده انديش و گاهي هم دشمن را دست کم مي‌گيرند.

سعد بن ابي وقاص

محمد بن مسلمه

و ابومسعود انصاري و..... جز اين دسته هستند

 

اينها گاهي با سکوت خود دو طرف فتنه را که يکي حق و ديگري باطل است را هردو باطل دانسته و خود را حق مي‌دانند ولي عمل آنها باعث مي‌شود که عملاً در جبهه باطل باشند و اينها هيچگاه در جبهه حق نبودند و نخواهند بود و بايد در نظر داشت که در دلهاي آنها يک نفاق وجود دارد و همين باعث مي‌شود که در فتنه‌ها سکوت کنند اين بخاطر اين نيست که حق را نشناسند!

هرچند که اسلام با آنها برخورد نکند و در برابرشان ساکت باشد ولي اين سکوت به معناي حق بودن اين فتنه انگيزان نيست! چرا فتنه انگيز چون با سکوت خود باعث ادامه فتنه شده و جبهه حق را سست مي کنند گاهي اين منافقين با نشستن خود مي‌خواهند حرف خود را به کرسي بنشانند

که کم خطري نيستند اينها يعني با سکوت و يا سخنان مثلاً ناصحانه و  پدرانه خود در اصل همان شمشير مي‌شوند اگر محمد بن عمر در قيام امام حسين سکوت نکرده بود افراد زيادي منحرف نمي‌شدند

در هرحال گاهآ هم براي انتقام کشي اين نفاق را بخرج مي‌دهند

و گاهي هم بخاطر حسادت

و شايد هم براي همه موارد گفته شده

در هرحال نتيجه کارشان يکسان است و ما بايد وقتي چنين سفارش کنندگاني داريم خيلي هوشيار باشيم که از آنها پشت پا نخوريم

خدا این جماعت را هدایت و اگر قابل هدایت نیستند ریشه کن فرماید

آمین یا رب القادرین



برچسبها : قاعدین
نوشته شده توسط علی علی اکبری در چهارشنبه 23 دی 1388 ساعت 10:37
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]